ايرج افشار

413

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

كنم و چيزى بنويسم و امضاء بفرمائيد . گفت بسيار خوب . هرچه صلاح مىدانيد بنويسيد بدهيد امضاء كنم . فورا به اطاق دفتر رفتم و به نام هريك از وزراء نامه‌اى نوشته و بردم كه امضاء كند . همه را [ 78 ] امضاء كرد جز يكى را كه به نام فروغى بود كه آن وقت وزير خارجه بود . گفت فروغى بايد بماند و بقيّه بروند . « 1 » نامه‌ها را بعد از امضاء برداشته به گلستان بردم . وزرا در اطاق جلسه منتظر ورود رئيس الوزرا بودند . من ديگر پيش آنها نرفتم و خود را نشان ندادم و مرحوم عنايت الله خان سميعى ( مدبّر الدّوله ) را كه آن وقت رئيس دفتر رياست وزراء بود خواستم و موضوع را حالى كردم و نامه‌ها را به او دادم و گفتم فروغى از اين ميانه مستثنى است . شما قبلا فروغى را محرمانه از اين جريان مطّلع سازيد كه به بهانه‌اى از اطاق وزراء بيرون بيايد و بعد بدون اينكه كسى بداند من اين‌جا هستم اين پاكتها را به پيشخدمت بدهيد ببرد و در جلو وزراء بگذارد . اين را گفتم و فورا به اطاق ديگر رفته تمدّد اعصابى كردم . سميعى هم فورا به دستورى كه داده بودم رفتار كرد . وزراء از اين پيش‌آمد ناگهانى و بىمقدّمه متحيّر مانده و بالاخره چاره نديده بودند جز اينكه دسته‌جمعى نامه‌اى نوشته استعفا كردند و برخاسته دست از پا درازتر به خانه‌هاى خود رفتند . بعد از ساعتى كه من منتظر نتيجه بودم مرحوم سميعى آمد و استعفانامهء وزراء را آورد و به من داد . من هم فورا سوار شده به منزل رئيس الوزرا رفتم و نامه را دادم . خواند و خيلى خوشوقت شد كه كارى به اين دشوارى در ظرف يكى دو ساعت بدون هيچ اشكال انجام گرفته است . البته اين تغيير و تبديل به ميل و شايد برحسب دستور مدرّس بود كه با سوسياليست‌ها سخت مخالفت مىكرد . زيرا از چندى به اين طرف رئيس الوزرا صلاح خود را در سازش با مدرّس ديده بود و اين بود كه از رفقاى سوسياليست خود دست كشيد . از همان ساعت درصدد تهيّه و تشكيل كابينهء تازه برآمد و بعد از سه روز تشكيل داد . مرا هم در اين كابينه داخل و پست وزارت عدليّه را به من محوّل كرد . تيمورتاش و سردار اسعد و مشار الملك هم كه در برهم زدن كابينهء سوسياليست‌ها

--> ( 1 ) . نمونه‌اى از گونه رفتار نامه‌اى است كه به مستشار الدّوله وزير معارف نوشته شده است و آن را عكسى چاپ كرده‌ام ( خاطرات و اسناد مستشار الدّوله ، جلد دوم )